در حال بارگذاری ...
  • نظر امام خمینی پیرامون حدیث «باهتوهم»

    مصاحبه با ایرنا

    جمله ای که این روزها از امام خمینی(ره) درباره تهمت زدن به مخالفان نقل می شود، چقدر سندیت و اعتبار دارد؟

    پاسخ: امام خمینی(ره) درسال۱۳۴۸درنجف بحث ولایت فقیه را مطرح کردند ودربرخی ازجلسات درس به نقد رویه روحانیون طرفدار رژیم شاه پرداختند. این جمله مربوط به جلسه هفتم این سلسله دروس است که در یازدهم بهمن ماه ۱۳۴۸ ارائه شده است. در آنجا امام خمینی به تناسب روایت «الفقهاء امناء الرسل» فرموده اند که روحانی فاسد نمی تواند امانتدار الهی باشد. و الا مثل ابوهریره می شود که احکامی به نفع معاویه جعل می کند و بعد اشاره می کنند که رژیم شاه عده ای را معمم کرده تا درجلساتشان دعا به شاه بکنند و آنها اخیراً لقب «جل جلاله» به شاه داده اند. بعد امام می گویند باید آنها را رسوا کرد و با متهم کردنشان در بین مردم ساقط کرد و اشاره ای هم به روایتی در این باره می کنند.
    ولی به نظر بنده این جملات ایشان که هم اکنون فایل صوتی آن هم موجود است، برای استناد دادن این مطلب به ایشان جای تردید دارد. به دو دلیل: یکی آنکه استناد ایشان به روایت «باهتوهم» به شکل بسیار ضعیف انجام شده و به جای آن که مثل بقیه موارد روایت را از لحاظ سند و دلالت مورد بررسی قرار داده و سپس از آن نتیجه گیری فقهی کنند، فرموده اند «در یک روایتی که حالا یادم نیست کجاست» و اصلا اشاره به متن روایت هم نمی کنند. یعنی از قبل درباره این روایت تامل نکرده بودند و آن را آماده نکرده بودند که بخواهند بخوانند و به آن استناد کنند. دوم آنکه پس از این نقل ارتجالی (ناگهانی و مبهم) هنگامی که در همان سال ۱۳۴۸ کتاب ولایت فقیه را در نجف برای چاپ آماده کردند، این جمله را درباره «تهمت به اهل بدعت» حذف کردند. اگر امام خمینی هم مانند فقهای دیگری بودند که این نظر را پذیرفته اند، وجهی نداشت آن را در همان زمان حذف کنند. این حذف مربوط به دوران جمهوری اسلامی نیست؛ در همان کتاب «مکاسب محرمه» و «کتاب البیع» هم که امام به قلم خود نوشته اند، این مطلب وجود ندارد.

     

    آیا در آن زمان یا پس از آن، فقهایی بوده اند که این مطلب را به صراحت مطرح کرده باشند و به آن روایت هم استناد کرده باشند؟

    پاسخ: بله؛ این نظریه در حد فتوا در چند قرن اخیر طرفداران جدی دارد و اتفاقاً در فضای غیرسیاسی پیوسته قائلانی داشته و دارد. مثل مرحوم آیت الله میرزا جواد آقای تبریزی از مراجع بزرگوار اخیر در کتاب ارشاد الطالب این نظریه را پذیرفته است؛ برخی از فقهای منتقد انقلاب هم برهمین باورند. مثلاً آیت الله سید تقی قمی در کتاب مبانی منهاج الصالحین همین نظر را دارد و حتی جواز تهمت را به همه مخالفان مذهبی که آنها را اهل ریب و بدعت می داند، تعمیم می دهد. آیت الله سید صادق روحانی هم در کتابش به «نام فقه الصادق» همین اعتقاد را دارد. به هرحال این آقایان با صراحت بحث کرده اند و نظر داده اند و مسئله فراتر از یک اختلاف نظر سیاسی است. البته این فتوا ظرفیت زیادی برای توجیه رفتارهای خلاف اخلاق به خصوص در دنیای سیاست دارد.

     

    آیا در مباحث و مبانی فقهی امام اشاره یا تایید بهتان زدن به منحرفین دیده می شود یا ایشان خلاف این معنا را معتقد بودند؟

    پاسخ: تاکنون در آثار فقهی و اصولی امام خمینی(ره) بحثی در این باره ندیده ام. البته یک مبنای کلی را همه فقها در باب تزاحم احکام پذیرفته اند و آن این است که اگر دو حکم با هم تزاحم پیدا کند، مثل حرمت دروغگویی و وجوب حفظ جان مسلمان، چون حکم دوم اهمیت بیشتری دارد حکم اول نادیده گرفته می شود (اصل تقدم اهم بر مهم) بر اساس همین اصل است که گاه از احترام مالکیت یک شخص نسبت به خانه یا مغازه اش صرف نظر می شود و برای اجرای یک طرح لازم شهری آن ساختمان تخریب می شود؛ البته در اینجا باید با قیمت عادلانه آن ضرر را جبران کرد. این اصل در موارد تزاحم را همه فقها و از آن جمله امام خمینی قبول دارند و اصلا این اصل مبنای عقلی و عقلایی دارد. در عین حال مبنای ایشان در همین جا هم از بقیه فقها سختگیرانه تر است؛ چون برخی فقهای دیگر می گویند در این گونه موارد، مثلا دروغ اصلاً قبح و زشتی خود را از دست می دهد، ولی ایشان آن را قبول ندارد. به علاوه وقتی می خواهیم یک نظریه اختلافی مشکوک را به فردی نسبت دهیم، در حالی که مستندات نظری آن را در آثار او نمی توانیم پیدا و اثبات کنیم، شخصیت فرد و رفتارش نیز می تواند به ما کمک کند.


    به نکته مهمی اشاره کردید. فارغ از دیدگاه نظری امام(ره)، در سیره عملی ایشان جواز کنار گذاشتن شرع و اخلاق برای دفاع از نظام و رد مخالفان دیده می شود؟

    پاسخ: هیچ کس تاکنون موردی را نشان نداده است که امام خمینی به این نظریه در جواز تهمت در زندگی سیاسی خود استناد کرده باشد و یا براساس آن کسی را مورد بهتان قرار داده باشد. همه می دانند که حساسیت امام درباره غیبت ضرب المثل بوده و احدی جرأت بدگویی از دیگران را در حضور ایشان نداشته است و با این حساب تکلیف تهمت معلوم است. بعلاوه در لابلای سخنان امام خمینی در دوره جمهوری اسلامی سفارشهای فراوانی درباره رعایت اخلاق در مسائل سیاسی وجود دارد. مثل اینکه در پیام به مناسبت اولین انتخابات ریاست جمهوری می گویند:"برای پیشبرد مقصود اسلامی، ارتکاب خلاف اخلاق مطرود و غیراسلامی است".

    لینک مصاحبه


    نظرات کاربران