در حال بارگذاری ...
  • گزارش جماران ازسخنرانی «عدالت علوی در مقابل شِبه عدالت اموی»

    سخنرانی شب نوزدهم ماه رمضان ۹۸ - دارالزهراء(س)

    به گزارش پایگاه خبری جماران، شب گذشته حجت الاسلام والمسلمین سروش محلاتی در موسسه فرهنگی و مذهبی دارالزهرا(س) گفت: شب نوزدهم ماه مبارک رمضان است. یکی از لیالی قدر و شب ضربت خوردن امیرالمومنین(ع)، 1400 سال از این فاجعه بزرگ که همان ضربت خوردن علی(ع) است، می گذرد و هنوز این درد بزرگ بر پیکر بشریت التیام نیافته و هرگز نیز التیام نخواهد یافت. درباره امیرالمومنین(ع) هر چه سخن گفته شود کم است، زیرا ظرفیت ما در شناخت آن حضرت اندک است. ولی هرکس که اندکی با این شخصیت بزرگ آشنا باشد، اولین حرفی که در معرفی او می تواند بگوید عدالت است. این نه به خاطر آن است که جنبه های دیگر شخصیت حضرت اهمیت کمتری دارد، بلکه به خاطر آن است که هرچه بشریت در طول تاریخ به دنبال عدالت رفته، کمتر به آن دست یافته و امیرالمومنین(ع) در حقیقت عینیت و تجسم این آرمان گمشده بشری است.

    بین عدالت و ظلم، حالت وسطی هم هست و آن شبه عدل است

     

    وی افزود: بحثی که امشب خدمت شما ارائه می کنم، متناسب با این جنبه زندگی حضرت است، ولی مدعیان عدالت در طول تاریخ فراوان بوده اند؛ نه فقط در آن عصر و زمان، بلکه در اعصار بعد نیز ادعای عدالت زیاد بوده و هست. لذا یک بررسی لازم است میان آن عدالتی که امیرالمومنین(ع) ارائه می کرد با آن عدالتی که دیگران ارائه کرده اند. معمولاً ما عدالت را در مقابل ظلم قرار می دهیم و در یک تقسیم دوگانه هریک را با قرنیه مقابله معرفی می کنیم که هر رفتاری یا عادلانه و یا اینکه ظالمانه است. بنابراین هر شخصی یا عادل بوده یا ظالم است و هر نظام و نهادی یا بر مبنای عدالت عمل می کند یا بر مبنای ظلم.

    سروش محلاتی در ادامه گفت: ما این دوگانگی را بر مبنای تقسیمات خود داریم. آنچه را که من امشب می خواهم درباره آن صحبت کنم، دوگانه دیگری بوده و آن دوگانه عدل و شبه عدل است. چون تقابل میان عدل و ظلم روشن است و احتیاجی به تبیین ندارد و آشکار است که ظلم در برابر عدالت چیست. ولی بین عدالت و ظلم، حالت وسطی هم هست و آن «شبه عدل» است. به عنوان مثال، یک تقسیمی میان ایمان و کفر وجود دارد که تقسیمی دوگانه است. اما یک زمان نیز تقسیمی سه گانه یعنی ایمان و کفر و نفاق می شود که نفاق، شبه اسلام یا شبه ایمان است. تفاوت و تقابل بین ایمان و کفر را به راحتی می توان تشخیص داد ولی تفاوت میان اسلام و شبه اسلام یا ایمان و نفاق کار آسانی نیست.

    کسی به صراحت اظهار نمی کند که می خواهد ظلم کند

    وی بیان کرد: در نظام های اجتماعی و سیاسی هم این تفکیک و جدایی با سختی صورت می گیرد. نظامی که حقیقتاً مبتنی بر عدالت بوده و نظامی که آنچه ارائه می کند، شبه عدل است اما عدالت نیست. لذا موضوع بحث امشب ما عدالت علوی در تقابل با شبه عدالت اموی است، تا هم بتوانیم عدالت علی بن ابی طالب(ع) را دقیق تر تشخیص دهیم و هم بتوانیم این جنس از عدالت حقیقی را از آن مدعیان عدالت که شبه عدالت را عرضه می کنند، تشخیص دهیم.

    این استاد حوزه گفت: مقدمتاً عرض کنم که در نظام های جائرانه هم ادعای عدالت همیشه هست. یعنی کسی به صراحت اظهار نمی کند که می خواهد ظلم کند. ولی تعریفی از عدالت ارائه می کند که همان ظلم است. به عنوان نمونه، حتی وقتی به سراغ تاریخ معاویه می رویم، می بینیم که موضوع عدالت در کلمات او به عنوان مبنایی برای حکومت، کم تکرار نشده است. ولی باید دید جنس آن عدالتی که معاویه می گفته از چه جنسی بوده و چه فرقی با عدالت امیرالمومنین(ع) می کرده است. در نمونه ای، وقتی معاویه برای فرزندش یزید بیعت گرفت، عهد و پیمانی  برای او نوشت که این متن را در تاریخ ثبت کرده اند. در آن متن آمده است:« به او فرمان می دهم و سفارش می کنم که در کار رعیت و مردم کوتاهی نکند، اقدام به موقع و به جا در کار مردم داشته باشد و در حق مردم نیکی کند و از او می خواهم که به روش اهل عدل و انصاف عمل نماید» که در ادامه معلوم می شود این عدل یعنی چه، چرا که معاویه از یزید می خواهد که تنها طایفه ابوسفیان را حفظ کرده و بنی امیه را بر بنی هاشم مقدم بدارد.

    باید دریافت که عدالت علوی با عدالت اموی چه فرقی می کند؟

    وی بیان کرد: بنابراین در متن معاویه برای یزید عنوان عدل وجود دارد، اما در ذیل آن تعریفی که برای عدل وجود دارد، عین تبعیض است که گروهی را بر گروه دیگر مقدم می دارد و تنها عنوانش این است که عادلانه عمل کند. در این عدالت که امثال معاویه مطرح می کنند چند خصوصیت است که این خصوصیات را باید مقایسه کرد و دریافت که عدالت علوی با عدالت اموی چه فرقی می کند؟

    سروش محلاتی در ادامه با بیان این ویژگی ها گفت: خصوصیت اول این است که امیرالمومنین(ع) از عدالت می گوید و معاویه نیز از عدالت می گوید. با این تفاوت که امیرالمومنین(ع) می فرماید عدالت ولا غیر، یعنی عدالتی که هیچ چیز دیگری در کنارش نیست. اما معاویه می گوید عدالت یا و چیزهای دیگر را عطف آن می کند. چرا عطف می کند؟ برای اینکه گاهی وقت ها که در جامعه عدالت جواب می دهد، عدالت خوب است و گاهی اوقات نیز که عدالت جوابگو نیست باید از عدالت به غیرعدالت عدول کرد. این بدان معنا نیست که معاویه با عدالت در همه مواقع دشمنی داشته، بلکه او می گوید باید از عدالت استفاده کنیم در عین اینکه از غیرعدالت نیز استفاده می کنیم.

    برای امیرالمومنین(ع) عدالت اصالت داشت اما برای معاویه عدالت ابزار بود

    وی گفت: امیر المومنین(ع) اما می گوید که فقط عدالت؛ تفاوت در این است که برای ایشان عدالت اصالت دارد، اما برای معاویه عدالت ابزار است. اگر این ابزار کارایی برای هدف داشته باشد، استفاده می شود ولی اگر در جایی عدالت جوابگو نبود، باید موارد دیگری را ضمیمه آن کرد تا نظام اموی حفظ شود. برای معاویه اصل بر عدالت نیست و اصل حفظ نظام اموی است. از این رو، اگر با عدالت این اتفاق افتاد با عدالت و اگر با صداقت این اتفاق افتاد با صداقت. ولی اگر با آن نشد صداقت را برداشته و فریب را جایگزینش می کنند.

    سروش محلاتی گفت: اینگونه نبود که در همه جا معاویه درگیر با عدالت بوده یا عنادی با آن داشته باشد و جز جز رفتارش ظالمانه باشد. رفتار او می تواند عادلانه باشد، اگر به قدرتش کمک کند. در میان علمای خودمان من مرحوم آقای مطهری را دیدم که به این موضوع حساسیت نشان داده و چنین بیان کرده که علی(ع) پایبند عدالت بوده و مخالف با تبعیض، فریب دادن و دروغ گفتن است، اما معاویه پایبند به  این حرف ها نیست بلکه تنها می خواهد به مقصود برسد. لذا اگر با عدالت بهتر می توان رسید با آن و اگرنه با تبعیض و فریب دادن و دروغ گفتن می شود از آن بهره می برد. امیرالمومنین(ع) از آنجا که برای خود عدالت موضوعیت قائل است وقتی به ایشان می گویند گاهی باید از عدالت عدول کرد تا اهداف دیگری تامین شود، نمی پذیرد و می فرماید بالاتر از عدالت چه است که ما بخواهیم برای رسیدن به آن از عدل صرف نظر کنیم؟

    هدفی بالاتر و مقدس تر از عدالت برای امیرالمومنین(ع) نبود

    وی با بیان اینکه هدفی بالاتر و مقدس تر از عدالت برای امیرالمومنین(ع) نبود، گفت: امیرالمومنین(ع) اظهار گلایه کرد که عده ای از مردم به سمت معاویه می روند، مالک اشتر عرض کرد یا علی(ع)! ما جنگ بصره را پشت سر گذارده ایم و اهل کوفه نیز آمدند و کمک کردند و پیشرفت کردیم اما تو باید در سیاست داخلی تجدیدنظر کنی! شما خیلی اصرار روی عدالت داری و احقاق حق کردن، این جور نمی شود و خیلی ها را از دست می دهی. راهش این است که شما یک مقدار به افراد رسیدگی کنی و اصطلاحاً سرکیسه را شل کنی تا آنها جذب تو شده و سمت معاویه نروند. اینجاست که فرق سیاست علوی و اموی معلوم می شود.

    سروش محلاتی در ادامه گفت: سیاست اموی این بود که اگر می توان مردم را با بذل و بخشش به برخی افراد موثر در جامعه راضی کرد، باید این کار را انجام داد. اما تفاوت عدالت علی بن ابیطالب(ع) با سیاستی که شبه عدل است در همین جا ظاهر می شود. معاویه نظرش این بود که عدالت تا جایی خوب است که بتوان اوضاع را به نفع خودش جمع و جور کند؛ اما اگر میسّر نشد سیاست را نه بر اساس عدالت بلکه بر اساس آنچه جایگزین عدالت است، پیش خواهیم برد. آن جایگزین این است که بذل جای عدل می نشیند. برای نمونه، پول پخش کردن بین بخشی از مردم. معاویه می گفت همه جا نمی توان مردم را با عدالت راضی کرد بلکه آنجا که عدالت جواب نداد باید از بذل و بخشش استفاده کرد. البته که هیچ سیاست عادلانه ای در این نوع پول پخش کردن وجود نخواهد داشت.

    در هر جامعه ای که از سیاست عدالت عدول کرد و به بذل روی آورد، فساد فراگیر می شود

    وی ادامه داد: سیاست اموی این را می گفت که عده ای از مردم حتی اگر در فقر و فلاکت نیز باشند، در قبال حکومت ساکتند. از این رو، تنها باید تعدادی از مردم را جذب کرد و نگه داشت و آنها را که نگه داری، در واقع کل مردم را نگه داشتی. بنابراین این جمله در فهم سیاست اموی بسیار موثر است. من در صدد بیان چرایی این موضوع نیستم که وضع کشور ما به لحاظ فساد چرا در چنین شرایطی قرار گرفته؟ ولی عرض می کنم در هر جامعه ای که از سیاست عدالت عدول کرد و به بذل روی آورد، فساد فراگیر می شود. زیرا عدالت قاعده مند بوده و بذل فرا قاعده و قانون و یک نوع امتیاز است و در امتیاز وقتی این مسابقه شروع شد دیگر قابل کنترل نخواهد بود و هرکسی سعی می کند در آن از دیگران سبقت بگیرد و آن زمان است که فساد فراگیر شده و راهی هم برای علاج آن وجود ندارد.

    این استاد حوزه با بیان اینکه تنها راه علاج اجرای سیاست امیرالمومنین(ع) است، گفت: سیاست علی بن ابیطالب(ع) باید به جای سیاست بذل، مبنای عمل قرار گیرد. اما این سیاست مشکلاتی هم دارد که یکی از مشکلات این است که اگر سیاست عدل باشد، باید عمومی باشد و اگر عمومی نبود عدل نیست. بنابراین ویژگی عدالت این است که عمومی باشد. در همه نظام های ظالمانه این اتفاق می افتد که بالاخره مظلومی راه به پیشگاه اعلیحضرت ببرد و سفارشش را کرده و از او رفع ظلم کنند و این موضوع ممکن است در هر نظام ظالمانه ای به صورت موردی اتفاق بیفتد.

    در عدالت، عدالت مشروط نبوده و مطلق است

    وی افزود: در نظام پهلوی گذشته نیز، گاهی اتفاق می افتاد وقتی بزرگی به زندان می افتاد کسی سفارش می کرد و یک تخفیفی قائل می شدند. تفاوت عدل و شبه عدل این است که در عدالت نیاز به تقاضا نیست، بلکه حاکم خود وظیفه خودش می داند که عدالت را اجرا کند و تنها کافیست که اطلاع پیدا کند. تفاوت دوم نیز در این است که در شبه عدالت، این نوع قضایا جنبه شخصی و اختصاصی دارد و تنها به خاطر سفارش یا جهات دیگری که وجود دارد، عدالت در مورد یک شخص رعایت می شود. اما در عدل، هیچ اختصاصی در عدالت وجود ندارد و همه چیز طبق قاعده است و طبق قاعده شخص به حقش می رسد نه سفارش.

    این استاد حوزه بیان کرد: عدالت از نگاه امیرالمومنین(ع) با عدالت تصنعی یا شبه عدالتی که در امثال نگاه معاویه است، تفاوتش در این است که آنها تنها گاهی چشمه هایی از عدالت را نشان می دهند و در شبه عدالت، عدالت دارای شرط است، در حالی که در عدالت، عدالت مشروط نبوده و مطلق است. آن شرط در شبه عدالت این است که امویان می گویند حاضرند عدالت را رعایت کنند به شرط اینکه ولایت آنها را بپذیریم، یعنی اگر ولایت آنها را نپذیرفتیم خبری از عدالت نیست. از این رو، آن عدالت مشروط یا عدالت به شرط ماست. یعنی کسی که ما را نخواهد نباید توقع عدالت داشته باشد.

    امیرالمومنین(ع) برای عدالت شرط نمی گذاشت 

    وی با بیان اینکه امیرالمومنین(ع) برای عدالت شرط نمی گذاشت، گفت: از نگاه علی ابی طالب(ع)، همه از عدالت برخوردارند چه آنها که بر له ما بوده و چه آنهایی که علیه ما هستند. عدالت برای هیچ کس شرطی برنمی دارد، حتی معاویه نیز که در مقابل ما قرار دارد، مشمول عدالت است. همچنین خوارج، بنابراین عدالت شامل همه کسانی که ما را می پذیرند و نمی پذیرند، خواهد شد. امیرالمومنین(ع) فرمودند حاکم اول باید به عدالت رفتار کند، اگر به عدالت رفتار کرد مردم باید اطاعت کنند. در شبه عدالت، عدالت مشروط شده ولی در عدالت، اطاعت مشروط می شود و فاصله این دو از زمین تا آسمان است که عدالت مشروط شود یا اطاعت و از آنجا که عدالت در هیچ کجا مشروط نیست، در هر شرایطی که باشد فرد مستحق عدالت است یعنی حتی اگر جرمی هم کرده باشد رسیدگی و محاکمه و مجازات او باید در هر شرایطی عادلانه باشد.

    سروش محلاتی با بیان اینکه اطاعت قیدبردار است و اینکه از چه کسی و تا چه زمانی باید اطاعت کرد؟ مهم است، گفت: حضرت فرمودند اطاعت تنها تا زمانی که حاکمان احقاق حق می کنند، لازم است. امیرالمومنین(ع) فرمودند مردم اطاعت کنند در آنچه حاکم به اقتضای عدالت از آنها می خواهد. اگر قرار باشد حاکمان هرطور دلشان می خواهد رفتار کنند و مردمان نیز عمل کنند، از عدل و انصاف برای حکومت ها چه می ماند؟ اموی ها به صراحت نمی گفتند که ما با عدالت کاری نداریم چرا که جامعه از آنها نمی پذیرفت و در آن جامعه نمی شد ظلم را به صراحت پیاده کرد، بلکه باید آن را تبدیل به شبه عدل می کردند و به جای عدل به خورد مردم می دادند. آنها می گفتند مردم اول باید اطاعت خود را نشان دهند تا مستحق عدالت شوند در حالی علی بن ابیطالب(ع) چنین قیدی برای عدالت قائل نبود.

    در شبه عدالت مردم باید ضجه و زاری کنند برای اینکه عدالت را ببینند

    وی در پایان با بیان اجمالی تفاوت عدالت در نظام علوی و اموی گفت: در جدول نظام امیرالمومنین(ع)عدالت در رأس است و در نظام علوی عدالت، اصالت دارد و از عدالت به نفع چیز دیگری صرف نظر نمی شود، اما در نظام اموی، عدالت در راس امور نیست و حفظ خود حاکمان در رأس قرار می گیرد و عدالت تا جایی که ابزاری برای حضور آنهاست و برای قدرتشان کاربرد داشته باشد، از آن نگه داری می شود. لذا برای امیرالمومنین(ع) در عرض عدالت چیزی نیست ولی برای معاویه در عرض عدالت، بسیاری چیزهای دیگر وجود دارد. در نظام علوی، خود حاکم عدالت را وظیفه می داند در حالی که در شبه عدالت مردم باید ضجه و زاری کنند برای اینکه عدالت را ببینند. تفاوت دیگر اینکه در نظام علوی عدل هست، اما اختیاراً؛ ولی در نظام اموی شبه عدل هست، اما اضطراراً. تفاوت دیگر هم اینکه در نظام اموی عدالت جنبه موزه ای و موردی دارد اما در عدالت امیرالمومنین(ع) هیچ چیز حتی مصلحت بر عدالت تقدم پیدا نمی کند و در عدل، عدالت همه لایه ها، حتی لایه های مخفی درون حکومت را دربرمی گیرد اما در شبه عدل، ویترینی از عدالت وجود دارد. در نهایت در نظام علوی تفاوتی میان عدالت در ظاهر و باطن نیست. آیا جا ندارد که بشریت تا ابد در آه و حسرت برای عدالت امیرالمومنین(ع) باشد؟ چرا که آنچه تاریخ همواره دیده یا ظلم یا شبه عدل بوده، اما عدالت حقیقی مردی مانند امیرالمومنین علی(ع) می خواهد.


    نظرات کاربران